تبليغاتX
valley of death (دره ی مرگ)


valley of death (دره ی مرگ)





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان عاشق


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

سال کبیسه،سال من

سلام

باز هم بهار آمد

عيد؟

اون به حلقه ي نامزديش نگاه مي كنه

من هم براي او آرزوي خوشبختي مي كنم

زاينده رود هم داره خشك ميشه

همدم غم هاي من

حتي اشكاي منم نتونست كاري واسه ي

اون بكنه

اون آب شدن منو مي بينه

من هم خشك شدنش رو

دوستي خبر نامزدي تو را برايم بازگو كرد

بدون اينكه بداند چه آتشي به دل ديوانه ي من مي زند

به آرامي به او نگريستم

تا نفهمد چقدر تنها و بي قرار و لرزانم.

دوستش داشتم

همچنانكه باغبان گل هايش را دوست مي دارد

ولي اين عشق را به خاطر او

 براي ابد در دلم مدفون ساختم

باشد كه قدر و قيمت اين زيبا دلم را

اين گيتي پهناور بداند

يك سال ديگر

به قول شاعر زنده ياد قيصر امين پور:

اين روز ها كه مي گذرد، شادم كه مي گذرد

گذشت زمان چه خاطراتي را با خود

در گورستان فراموشي دفن مي كند

و باز همن اشك و حسرت

من با ورود او در ميان عشق بازي هايمان با همه چيز وداع كردم

كم كم سپيده مي دمد

و خروس ها نواي سحري را بگوش سحر خيزان مي رسانند

بايد بروم دگر تاب يه روز ديگر را ندارم

بوي گندم،بوي گل،بوي كاغذ رنگي

بوي تند ماهي دودي،وسط سفره ي نو

شادي شكستن قلك پول

وحشت كم شدن سكه ي عيدي از شمردن زياد

بوي ياس جانماز ترمه ي مادر بزرگ

بوي اسكناس تا نخورده ي لاي كتاب

برق كفش جفت شده تو گنجه ها

با اينا زمستونو سر مي كنم،

با اينا خستگي مو در مي كنم

عشق يه ستاره ساختن با دو لك

ترس نا تموم گذاشتن جريمه هاي عيد مدرسه

بوي گل محمدي كه خشك شده لاي كتاب

بوي باغچه،بوي حوض،عطر خوب نسرين

شب جمعه پي فانوس توي كوچه گم شدن

توي جوي لاجوردي هوس يه آب تني

با اينه زمستونو سر مي كنم،

با اينا خستگي مو در مي كنم

                             سال نو ...

 


نويسنده: آیدا مورخ: یکشنبه 25 اسفند1387 در ساعت: 15:23
|+|

مرگ من
 راه عجیبی در پیش گرفته ام!

در این راه تاریک که روشنایی از ظلمت شکایت دارد

و روزها همیشه از شب های طولانی هجران حکایت می کنند

و سپیده دم،اشكهاي درخشان بر برگ زرين درختان سرسبز،بنام شبنم مي افشاند

چه سودي عايد من مي شود؟

تنها ،

هميشه تنها ،بدون اينكه در دنيا دلي باشد كه ثانيه اي چند بخاطر من بطپد

 دنيا را ترك مي كنم.

از نيمه شب گذشته بود كه هيولاي مرگ مرا از خواب خوش بر انگيخت.

راستي تو نمي داني اين سايه ي مرگ تا چه حد به من دل بسته است.

پرسيدم: اي يار ديرين

چگونه است كه جانم را نميگيري؟

لبخند محزوني زد و در حالي كه اشكال مبهمي در فضا ترسيم مي كرد

از نظرم دور شد..

و مرگ صداي خنده هاي مرا شنيد و ديدي چه آسان زندگي ام را به گريه كشاند

كه اكنون انتظارش را مي كشم..

اي كاش جان بخواهد معشوق جاني ما

نا مدعي بميرد از جان فشاني ما

گر در ميان نباشد پاي وصال جانان

مردن چه فرق دارد با زندگاني ما؟

 


نويسنده: آیدا مورخ: جمعه 11 بهمن1387 در ساعت: 20:0
|+|

در آغوش امواج!!

می دانستم دوستم داری و از دوری من رنج می بری.

به شمال رفته بودی تا از فشار روحیت کاسته شود

می دانم که چند صباحی آسوده خاطر زندگی خواهی کرد

ولی دیدگانت همیشه چشم به راه است تا از افق های نیلگون مرا ببینی

این خواسته ی تو بود که مرا به سوی دریا کشاند

تا در آغوش امواج لغزنده اش عهدی پایدار ببندیم

ولی عاقبت این عهد را من در هم شکستم

کاروان نیستی ام با نهایت صبر و حوصله قدم بر میدارد

خسته ام از تاریکی شب

خسته ام از ماه زیبا

از ستارگان چشمک زن

به همان خدایی که می پرستید نه عاشقم و نه هوس باز.

از طرف كسي كه در پذيرش اين عشق بخطاي خود اعتراف مي كند.

در حسرت ديدار يك دوست دلم به تنگ آمد

چه كسي مرا راهي سفر مي كند؟؟

عکس عاشقانه


نويسنده: آیدا مورخ: شنبه 21 دی1387 در ساعت: 21:45
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.b-a-h-a-r-2-0.sub.ir & +SMSFARSI+

report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس